مقابل اردوگاه آوارگان افغان، شهر قم
امروز 3/9/1387 حدود ساعت 3 بعد از ظهر است و من در مقابل اردوگاه قم
اردوگاه در ده کیلومتری قم به سمت اراک قرار دارد، ساختمانی است بزرگ که سراسر دیوار آن با سیم خاردار محصور شده و یک درگاراژی بزرگ دارد و اطراف آن دو اوطاقکی است که افغانهای که در طرح آمایش 3 شرکت کرده اند برای اخذ کارت یا کارهای اداری دیگر صف کشیده است در مقابل هر اطاقک حدود سه صد تا چهار صد نفر سر صف ایستاده بود.
افغانهای که برای ملاقات یا آوردن مدرک اقوام شان که پلیس از سطح شهر دستگیر کرده بود، هم تقریبا به حدود دو صد نفر میرسید و من هم یکی از آنها بودم که برای دیدن یکی از دوستان آمده بودم تا مبلغی پولی برای آن بنده خدا بیاورم.
دیدار با دستگیر شده گان ممنوع است و اجازه ملاقات داده نمیشود، لذا باید در مقابل در اردوگاه منتظر بمانی تا اتوبوسی که میخواهد آنان را به سمت مرز افغانستان ببرد از درون اردوگاه بیرون بیاید و شما بتوانی شاید از پنجره اتوبوس آنها را ببینی. بر این اساس ما هم منتظر ماندیم و در اردوگاه بعد از لحظاتی باز شد و اتوبوس حامل افغانها از آن بیرون آمد و افغانهای منتظر به دنبال آن میدود تا شاید بتواند عزیزان شان را ببیند و لباس و خرچی برای شان تحویل دهد. گرد و خاک و گریه و زاری زنان و بچههای خرد سالی که برای بدرقه پدر آمده غم انگیز و دلگیر است اشک از چشمان هر کسی بی اختیار جاری میشود. کودکی را دیدم که دست پدر را رها نمیکرد، کودک از یک دست پدر میکشید و سر باز از دست دیگر او و میگفت ما مأموریم و معذور!!
بعد از لحظاتی در میان اشک و گریه افغانها اتوبوس آن جا را ترک میکند و باز هم در انتظار باز شدن در اردوگاه و اتوبوس دیگر، و بعد از مدت زمانی بار دیگر همین صحنه تکرار میشود.
نمیدانم چه بگویم این سرنوشت افغانها است که این جوری رقم خورده؟ تقصیر استعمارگران است که ملت ما این گونه در رنج و عذاب و تحقیر پایان نا پذیر به سر برد، یا تقصیر رهبران ما است که هر کدام منافع اربابان شان را بر منافع ملی مقدم میدارند؟ نمیدانم .
از میان جمعیت یکی از سر درد و رنج میگفت شهر قم ام القرای شیعیان است، و در این جا حکومت علوی حاکم است! راستی آیا در حکومت علی(ع) هم بین افغانها و دیگر ملتها تفاوتی وجود داشت؟!!!
